روز حافظ
-
تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 4:06
ژان گور فرانسوی در کتاب خواجه ی تاجدار وقتی راجع به تدوین کتاب حافظ توسط لطفعلی خان زند مینویسه ، اینو شرح میده که : اشعار حافظ برای کسانی که در بهار زندگی خود هستند جذابیت و درک ندارد ، بلکه برای درک و علاقه به اشعار حافظ نه تنها علاقه لازم است بلکه باید سنوات عمر نیز زیاد باشد دم حافظ مون گرم .
تولید کننده های باهوش
-
تاریخ: 1403/4/28 ساعت: 19:04
کراکس چیست؟همون دمپایی دستشویی های فروش نرفته که منجوق و ملیله زدن بش ، به نظر من نه قشنگ نه با کلاس ... + نوشته شده در ۱۴۰۳/۰۴/۱۵ ساعت 18:26 توسط مونا گلناز | Adblock test (Why?)
به هم ریختگی هورمونی
-
تاریخ: 1403/4/13 ساعت: 15:07
وقتی ی دختر بهونه گیری میکنه ، دلش میخواد لوس کنه خودشو ، ناز میکنه ، گریه میکنه ، ابراز دلتنگی میکنه ، احساس میکنه توی بدنش درد داره ، و دلش کباب میخواد یعنی پریودِ پریود ، براش کباب بخرید دیگه . + نوشته شده در ۱۴۰۳/۰۴/۰۳ ساعت 20:51 توسط مونا گلناز | Adblock test (Why?)
ادب
-
تاریخ: 1403/4/13 ساعت: 15:07
من بر اساس عادت وقتی میخوام از کسی که ازم بزرگتر و تازه باهاش آشنا شدم خداحافظی کنم ، میگم : آشنایی باهاتون افتخاری بود ، و تمامش از روی ادب نه مثلا اینکه واقعا مشعوف شده باشم و اون جزو پنج تا آدم خاص باشه که اینو ازم میشنوه ، در واقع این شکل از رفتارها رو توی خانواده و از مادر و پدر یا بزرگترها یاد...
بارداری
-
تاریخ: 1403/4/13 ساعت: 15:07
امروز یکی از دوستای کتابخونم که مدام بهم کتاب معرفی میکنیم ، خبر بارداری شو بهم داد و گفت چهارماهه که بار دار و احتمالا بچه اش ی گل پسر ، برام چهارتا کتاب فرستاد راجع به رفتارشناسی کودک و گفت : دکترش معرفی کرده و تصمیم گرفته که این کتاب هارو توی دوران بارداری که وقت آزاد بیشتری داره و مدام توی خونه ...
۱۴۰۳/۳/5
-
تاریخ: 1403/3/10 ساعت: 12:09
من اومدم ولی تو روبروی مرگ ایستاده بودیدست همه مونو ول کرده بودیمامان داد زد حاتم بالاخره رفتی دیگه ؟؟؟!!!!!!و تو نبودیتو رفتیو فقط درد بوددردی که هیچ درمانی نداشتنمیخوام به مشیّت خدا اعتراض کنماما اونجایی که هستی خیلی دورخیلی دلم تنگ میشه براتدیگه نمیتونم بهت زنگ بزنمببینمتو تا ابد توی تقویم این رو...
خدایا شکرت
-
تاریخ: 1403/3/10 ساعت: 12:09
خدای روزی دهنده ، خدای بزرگ ، خدای توانا ، خدای دانا ، خدایا عادل ، خدای حقیقت ، خدای انصاف شکرت ، هزار مرتبه شکرت که هوامونو داری و مارو به حال خودمون رها نکردی ، لطفا بازم هوای مارو داشته باش که بنده ی شاکرتیم + نوشته شده در ۱۴۰۳/۰۳/۰۸ ساعت 14:20 توسط مونا گلناز | Adblock test (Why?)
انتخاب نه اشتیاق
-
تاریخ: 1403/2/29 ساعت: 21:48
توی یک شرکتی کار میکردم که حدود دویست تا همکار داشتم ، از بین همه شون فقط با پنج شش نفر دوس شدم و چند نفرشون هم که کلا آدم حسابی بودن از همون اول که همدیگر و دیدیم با هم اوکی شده بودیم و الباقی رو کلا کاری باهاشون نداشتم یعنی تقریبا ۱۹۰ نفر دیگه رو ، و از بین اون دویست نفر فقط همین ده نفر بودن که بع...
برادرزاده
-
تاریخ: 1403/2/29 ساعت: 21:48
چند روز پیش برادرم رفت یزد ماموریت و تا یکی دو ساعت دیگه برمیگرده ، دو ساعت پیش برادرزاده ام اولین کلمه شو گفت : بابا ، انگاری دل کوچولوش واسه باباش تنگ شده و صداش زده ، قربون اون لب و دهنت بره عمه ، عشق خوش زبون من + نوشته شده در ۱۴۰۳/۰۲/۲۷ ساعت 0:31 توسط مونا گلناز | Adblock test (Why?)
کارگرایرانی
-
تاریخ: 1403/2/29 ساعت: 21:48
کارگر ایرانی نیست ، کارگر افغانی را به رسمیت بشناسیداین تیتر امروز خبرها بودچرا کارگر ایرانی نیست ؟ چون همه شون دنبال اینن که پشت میز بشینن ، یک سال مامانم توی قشم آگهی نظافتچی و فروشنده داده پیدا نکرده با بیمه و پایه حقوق اداره کار .خاله ام توی شمال آگهی واسه نظافتچی داده حتی توی گروه های خیریه که ...
جاده های روستایی
-
تاریخ: 1403/2/19 ساعت: 8:59
مردم روستا با اسب و قاطر تردد میکردن و مشکلات آنچنانی هم نداشتند تا اینکه جاده ساختن به سمت روستاها که دسترسی روستایی ها به شهر و خدمات بهداشت و درمان و امکانات اش راحت بشه و همینطور مردم شهر به روستاها بیان تا روستاها به رونق برسه ، اما این واسه کشورهای پیشرفته اس، توی کشور ما روستاها خالی شدن ... ...
تهش همینه
-
تاریخ: 1403/2/19 ساعت: 8:59
همیشه آدمهای غریبه ، بهم میگفتن که درس بخونی ، کار کنی که چی صدها هنر هم داشته باشی تهش اینه که بخوای کهنه ی بچه بشوری ، به خصوص اونایی که منو واسه یکی از پسرهای خودشون یا فامیل شون خواستگاری میکردن .از شما چه پنهون که دقیقا چون تهش همینه هرکاری دوس داشتمو کردم ، هم درس خوندم، هم دنبال هنر مورد علاق...
کابوس
-
تاریخ: 1403/2/19 ساعت: 8:59
کابوس های من این شکلی : مثلا برگشتم به دوره ی دبیرستان در حالیکه میدونم مدرک تحصیلی دانشگاهی دارم و توی خواب بهم میگن تو یک درسی رو توی دبیرستان پاس نکردی و باید دوباره از اول درس بخونی
مادر
-
تاریخ: 1403/1/28 ساعت: 18:28
من توی یک خونواده مذهبی و سنتی بزرگ شدم ، که سنتی بودنشون از مذهبی بودن شون خیلی جلوتر بود ، بارها توی این وبلاگم گفتم از رسم و رسومات که توی سنت های خانواده داریم و چقدر مذهب توشون دخیل ، اما یک چیزی که هست اینه که فکر خونواده بسته نیست ، که اگر بسته بود من هربار از گفته های مامانم شگفت زده نمیشدم ...
مهمونی نهار
-
تاریخ: 1403/1/28 ساعت: 18:28
اونی که مهمونی نهار دعوت میکنه ۱۰۰ بار با کفایت تر از اونیه که شام میده و افدر میده و جا خواب میده آدم تازه از خواب بیدار میشه تازه ی چایی خورده ، میخواد بشینه تا یکمی لود شه ، یک ایمیلی چک کنه و چهار تا خبر بخونه ، بعد تازه بیافته فکر نهار ، بعد فکر کن یک آدم باشعور بهت زنگ بزنه و بگه نهار بیایین پ...
بوی بهار
-
تاریخ: 1403/1/28 ساعت: 18:28
امروز صبح ساعت شش از تشنگی زیاد پا شدم آب خورم بعد رفتم دستشویی احساس کردم صدای پرنده ها میاد ، برگشتم تو تخت دیدم بسیار واضح صدای چند نوع پرنده مختلف میاد ، انگار بهار از تمام پنجره ها و هواکش های خونه داره وارد خونه میشه ، نوش جونتون این بهار . + نوشته شده در ۱۴۰۳/۰۱/۲۶ ساعت 19:44 توسط مونا گلناز ...
مزه اش بد شده
-
تاریخ: 1402/12/2 ساعت: 4:39
میدونین چه اتفاقی می افته وقتی سهام یک شرکت عمومی میشه؟برای اینکه سرمایه گذارارو از دست ندن ، میان مواد اولیه اش رو ارزونتر انتخاب میکنند، چرا؟ چون حاشیه سود و بالا نگه دارن ، و سرمایه گذارا سفت بچسبند به سهام شون که سودآوری خوبی داره ولی مصرف کننده ناراضی میشه ، اگر خیلی تغییر بدن که به راحتی میتون...
هپی مپی بیرث دی
-
تاریخ: 1402/12/2 ساعت: 4:39
امروز تولدمسی و سومین باری که میخوام برم که دور خورشید بگردماز خواب که پاشدم دیدم یک دسته گل رز قرمز که لا به لاش دو تا شاخه ی صورتیه با یک کارتپستال بالا سرم ، نگو همسر جان ساعت هفت صبح رفتن یک دسته گل خریدن برای اینکه وقتی من بیدار میشم چشمم بهش بیافته ، ممنون عشقم واسه تمام لحظاتی که سعی میکنی من...
همدردی
-
تاریخ: 1402/12/2 ساعت: 4:39
احساس همدردی در من خیلی بالاست تا حدی که از ناراحتی آدمهایی که ناراحتم کردن هم ناراحت میشم ، و نمیپرم بالای میز دست بزنم و ذوق کنم که چه خوب که خورد تو ذوقش ، چه خوب که زمین خورد ، چه خوب که ناراحت شد اما .....زندگی توی شهرهای مختلف و آشنایی با آدمهای خوب و بد بهم یاد داد که فقط غم کسی رو بخورم که غ...
شغل موروثی
-
تاریخ: 1402/11/3 ساعت: 15:45
بابابزرگم بخش دار بودداییم عضو شورای شهر شد و مدتی هم شهردار شدحالا پسرش عاشق سیاست و میخواد نماینده مجلس بشه خیلی جالب که هیچ کدوم از اعضای خانواده بهش توجه نکردن ، با اینکه هیچ کدومش هیچ برنامه ای براش نداشتن ، اما انگاری علاقه ی مشترک همه شون بودن . اینم ی جور شغل موروثی دیگه . Adblock test (Why?...